Home / آموزش / قدرت و اقتدار در حكومت نبوی در word

قدرت و اقتدار در حكومت نبوی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 قدرت و اقتدار در حكومت نبوی در word دارای 75 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد قدرت و اقتدار در حكومت نبوی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

فهرست مطالب
فصل اول : مفهوم قدرت     1       
معنی لغوی قدرت     2
مفهوم قدرت از دیدگاه دانشمندان     2
فیودور بورلاتسكی     3
برتراندرامل    4
كارل ماركس     6
ماكس وبر    7
چایلد     12
مهدی مطهر نیا     12
فصل دوم : ریشه های قدرت     15
مقدمه ای بر بحث     16
نظریه خدایی     16
نظریه اجتماعی     20
نظریه اقتصادی     23
توارث     24
توانایی فردی     25
ریشه های قدرت پیامبر     25
فصل سوم : مشروعیت قدرت یا اقتدار     30
مقدمه بحث     31
مشروعیت : معنای لغوی     32
معنای اصطلاحی     33
مشروعیت و قانونی بودن     34
مشروعیت و كارآمدی    36
تحول مفهوم مشروعیت     37
متعلق مشروعیت     40
منشاء مشروعیت     41
منشاء‌ الهی      43
زور و غلبه     43
منشاء مردمی اقتدار     45
نظر ماكس وبر    46
فصل چهارم : پایه های اقتدار در حكومت نبوی     48
مقدمه بحث     49
مفهوم مشروعیت در فرهنگ اسلامی     50
پایه اقتدار حكومت پیامبر چه می باشد؟     51
دلایل عقلی و نقلی اقتدار پیامبر    60
منابع و ماخذ     69   

«مقدمه»
با سلام و صلوات بر محمد و خاندان پاكش و با سپاس فراوان از ایزد منان كه به بنده حقیر توفیق داد ، در سالی كه مزین به نام اشرف كاینات ، پیامبر اعظم می‌باشد . موضوع پایان نامه كارشناسی اینجانب «قدرت و اقتدار در حكومت نبوی‌(ص)» تعیین شد اگرچه بررسی ابعاد شخصیت ، پیام و دین پیامبر اكرم كاری به غایت دشوار و یا بهتر بگوییم ناممكن است . لكن به اندازه دانش و بینش سعی شده است با استفاده از منابع در دسترسی قرار گرفته شده راجع به اقتدار (مشروعیت قدرت) پیامبر مطالبی ارائه گردد .
این تحقیق در چهار فصل می باشد كه در فصل اول به تعاریف و مفاهیم قدرت از نظر اندیشمندان پرداخت شده است و در فصل دوم ریشه های قدرت مورد بحث قرار گرفته است در فصل سوم با تبیین مفهوم اقتدار و مشروعیت منشأ اقتدار از دیدگاههای مختلف ارائه می شود . و در نهایت فصل چهارم به بررسی مشروعیت قدرت سیاسی پیامبر اختصاص می یابد . در اینجا لازم است از حسن سلیقه جناب آقای اكرامی استاد محترم بخاطر انتخاب موضوع تحقیق سپاسگزاری نمایم . و این مقوله البته به دلیل محدودیت زمانی و دسترسی كمتر به منابع و نداشتن تجربه قبلی در كارهای تحقیقی كتابخانه ای قطعاً دارای نواقص خواهد بود كه از مخاطبان محترم پیشاپیش عذرخواهی می نمایم .

 

فصل اول
مفهوم قدرت
معنی لغوی قدرت :
 در لغت «قدرت» توانستن ، توانایی داشتن ، توانایی ، نیرو ، توانایی انجام دادن كاری یاترك آن معنی شده است . (فرهنگ لغت عمید جلد یك)
مفهوم قدرت از دیدگاه اندیشمندان
قدرت از مقوله های مهم و اساسی جامعه شناسی سیاسی و علم سیاست می‌باشد كه بدون در نظر گرفتن آن مطالعات و پژوهشها در این رشته ها ناقص خواهد بود . اهمیت قدرت به حدی است كه برخی صاحبنظران در تعریف علم سیاست آنرا  علم مطالعه قدرت دانسته اند . بطوریكه هـ رولد لاسول می گوید :
«علم سیاست بصورت یك نظام تجربی عبارت است از مطالعه چگونگی شكل گفرتن قدرت و سهیم شدن در آن است و عمل سیاسی عملی است كه بر اساس قدرت انجام می گیرد .» (اصول علم سیاست ، ابوالقاسم طاهری صفحه 32)
موریس دوورژه محور اصلی عرصه سیاست را قدرت می داند . بولاتسكی می گوید : مفهوم قدرت محور تئوری سیاسی و مطالعه پروسه های سیاسی مشخص و كلید درك نهادهای سیاسی ، جنبشهای سیاسی و خودسیاست .(اصول علم سیاست ، ابوالقاسم طاهری ، صفحه 33 ، 34 ، 37) 
برتراند دوژوونل سیاست را بررسی و شناختن زیست هر گونه اعمال قدرت و نموذ قلمداد كرده است .
این اظهار نظرها از اهمیت قدرت در بررسیهای سیاسی و جامعه شناختی حكایت می كند . حال با توجه به این مهم مفهوم قدرت را از دیدگاه صاحبنظران بررسی می نماییم .
فیودوربورلاتسكی :
فیودوربورلاتسكی می گوید : قدرت ، توانایی واقعی اعمال اراده یكی بر دیگران در حیات اجتماعی ، و در صورت لزوم از راه تحمیل آن بر دیگران است . قدرت سیاسی یعنی یكی از مهمترین جلوه های توانایی و استعداد واقعی یك طبقه ، گروه یا فر معین برای اعمال اراده اش قدرت از سوی بسیاری از دانشمندان علوم سیاسی به عنوان مفهوم مركزی سازمان یك نظام مورد توجه قرار گرفته است . شاید عینیترین حامی این وضع هانس . . . ج مور كنت در كتاب سیاست میان ملل اظهار می دارد كه قدرت هدف فوری سیاست حتی در صحنه سیاست بین الملل است و هرچه كه متضمن این نباشد سیاسی نبوده و نباید سیاسی در نظر گرفته شود . با وجود سادگی ظاهری از واژه قدرت درك یكسان و هماهنگی بین افراد وجود ندارد‌. برداشت یك سیاستمدار از قدرت با استنباط یك حقوقدان از این واژه متفاوت است‌. تلقی قدرت نزد مردم با تعبیر آن پیش عالم دانش استراتژی تفاوت بسیاری دارد . نقش و اثر قدرت نیز در سطح جامعه متفاوت از كاربرد آن در روابط بین الملل است‌. قدرت ، نفوذ و اقتدار واژه هایی هستند كه در دنیای سیاست بسیار شنیده می‌شود . اما استفاده از آن منحصر به این قلمرو نیست . در تمام سطوح زندگی اجتماعی با عامل قدرت سروكار داریم . (اصول علم سیاست ، ابوالقاسم طاهری ، صفحه 163)
برتراندراسل :
برتراندراسل معتقد است كه «قوانین علم حركات جامعه قوانینی هستند كه فقط بر حسب قدرت قابل تبیین هستند نه بر حسب این یا آن شكل از قدرت» راسل برخلاف نظریه ماركسیسم كمونیسم حركت اصلی اجتماع را مسئله اقتصادی نمی‌داند بلكه معتقد است كه هدف اساسی و مقصد اصلی در قاموس اجتماع كسب قدرت و سیادت است به همان ترتیب كه در علم فیزیك «انرژی» عامل اصلی و مولد اساسی پدیده هاست ، قدرت خواهی و سیادت طلبی هم مانند انرژی دارای صور گوناگون است كه تمول ارتش مهمات جنگی ، قدرتهای غیرنظامی ، قوه تحلیل بر اعتقاد است و بسیاری دیگر از این قبیل انواع مختلف آنرا تشكیل می دهند بدین ترتیب راسل «قدرت طلبی» را محرك ، زیربنا و اساس و محور هر حركت اجتماعی می داند . كه تنها می توان با تبیین «قدرت» نه این یا آن شكل از آن به قوانین علم حركات جامعه دست یافت در همین راستا او می گوید : «برای كشف این قوانین لازم است كه نخست اشكال مختلف قدرت را طبقه بندی كنیم و سپس به مطالعه نمونه های تاریخی مهمی بپردازیم كه نشان می دهند چگونه سازمانها و افراد بر زندگی مردمان تسلط یافته اند . بدین ترتیب برتراندراسل به نوعی قدرت راه امكانات و توانمندی می داند اومی نویسد : «قدرت را می توان به معنای پدید آوردن آثار مطلوب تعریف كرد . به این ترتیب قدرت مفهومی است كمی .»
وی عطف به قیاس فیزیكی «قدرت» هم مانند انرژی دائماً در جریان تغییر شكلهای اجباری از حالتی به حالت دیگری دارند و می افزاید : تلاش در جهت شناخت «قدرت بنیادی» و اصرار در جهت توجیه اینگونه قدرت در مكاتب اجتماعی و فلسفی موجبات بروز انحراف در مطالعات تاریخی را فراهم آورده است .»
اینگونه به نظر می رسد كه وی سعی دارد از یك سو با تأكید بر قدرت به عنوان پدید آورنده آثار مطلوب» و از سوی دیگر با تشبیه آن به مفهوم انرژی در فیزیك از «قدرت» به عنوان كمیت قابل سنجش نام برد و تبع آن از انگیزه قدرت طلبی نیز به عنوان یك كمیت قابل سنجش استفاده نماید . (تبیینی نوین از مفهوم قدرت (‌مطهرنیا صفحه 68)
كارل ماركس
از دیدگاه ماركس قدرت پدیده ای است كه در ارتباطات میان طبقه ای تجلی پیدا می كند . به عبارت دیگر به ظاهر در فلسفه ماركس برعكس دیدگاه راسل قدرت یك پدیده كمیت پذیر نیست و همان مفهوم «ارتباطی» را داراست كه در آن عناصر جبار و زور نیز وجود دارد . به نظر وی رابطه سلطه آمیز اجباری و زوری طبقه دارنده سرمایه ابزار و وسایل تولید ، منبع قدرت می باشند به عقیده ماركس عامل ثبات و دوام «نسبی» قدرت همانا دگرگونی همیشگی ابزار تولید و روابط مشخصه آن است «بورژوازی نمی تواند بدون آنكه ابزار تولید و بنابراین روابط تولیدی و در نتیجه مجموعه شرایط تولیدی را سراپا دگرگون كند به هستی خویش ادامه دهد .»
از طرفی دیگر وی افزایش دلایل تولید و در نتیجه افزایش تعداد كارگران و میزان فقر آنها را عامل فروپاشی) قدرت می داند پس به عقیده ماركس باید تعریف قدرت را كنترل طبقه زحمتكش توسط طبقه دارنده سرمایه دانست) و آنرا در رابطه میان طبقه دارنده عوامل تولید و طبقه فاقد این عوامل جستجو كرد.

 

«منابع و مأخذ»
حسین جوان وارسته ، مبانی حكومت اسلامی ، سال 79 ،‌انتشارات حوزه علمیه قم
قادر فاضلی ، حكمت سیاسی ، سال 74 ، ناشر : مولف علی خالقی ، مشروعیت قدرت از دیدگاه امام خمینی ، 1381 ، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی
مهدی مطهرنیا ، تبینی نوین از قدرت در «سیاست» و «روابط بین الملل» انتشارات وزارت خارجه
حشمت ا . . . طبیبی ، مبادی و اصول جامعه شناسی 1370 ناشر : كتابفروشی اسلامیه
فرهنگ لغت عمید ، جلد 2
بیوك محمدی ، جامعه شناسی سیاسی ، اسفند 73 ، انتشارات دانشگاه پیام نور
ابوالقاسم طاهری ، اصول علم سیاست ، آذر 73 ، انتشارات دانشگاه پیام نور

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

About admin

Check Also

سیره اخلاقی ، سیاسی و هدایتی امام سجاد (علیه السلام) در word

 سیره اخلاقی ، سیاسی و هدایتی امام سجاد (علیه السلام) در word دارای 183 صفحه …