Home / ادبيات / مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی در word

مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی در word

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

 مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی در word دارای 20 صفحه می باشد و دارای تنظیمات و فهرست کامل در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است

فایل ورد مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی در word  کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه  و مراکز دولتی می باشد.

این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است

توجه : توضیحات زیر بخشی از متن اصلی می باشد که بدون قالب و فرمت بندی کپی شده است

بخشی از فهرست مطالب پروژه مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی در word

چکیده  
واژگان کلیدی  
مقدمه  
بیان مسأله  
اهمیت موضوع تحقیق  
روش تحقیق  
اهداف تحقیق  
کاربرد تحقیق  
فرضیه‌ها  
محدودیت‌های‌تحقیق  
پیشینه‌ی تحقیق  
نتیجه‌گیری  
منابع و مآخذ  
پیشنهادها  

بخشی از منابع و مراجع پروژه مقاله مشخص نمودن نقش و محیط روزگار فردوسی در word

1- آبادی باویل، محمد، آیینها در شاهنامه فردوسی، انتشارات کمیته استادان

2-آذر گشسب، اردشیر، آیین برگزاری جشنهای ایران باستان

3- اسلامی ندوشن، محمدعلی، 1349، زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه، چاپ دوم، تهران: انتشارات ابن سینا

4- اوشیدری، جهانگیر، 1371، دانشنامه مزدیسنا (واژه نامه توضیحی آیین زردشت)

5- بیرونی، ابوریحان، 1321، آثار الباقیه، نشر خیام

6- پرهام، باقر، 1373، مبانی نقد و خرد سیاسی در ایران، تهران: نشر مرکز

7- ترابی، محمد،1382، نگاهی به تاریخ و ادبیات ایران از روزگار پیش از اسلام تا اوایل قرن هفتم، تهران: انتشارات ققنوس

8- جوانشیر، ف.م، 1359، حماسه داد، چاپ اول، انتشارات حزب توده‌ایران

9- حریری، ناصر، 1369، زن و تراژدی، چاپ دوم، کتابسرای بابل

10- حمیدیان، سعید، 1372، درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی، چاپ اول، تهران: انتشارات مرکز

11- حکیمی تبار، محمود، 1369، جهان بینی و حکمت فردوسی؛ نشر فرهنگ اسلامی

12- خیام، عمر، 1357، نوروزنامه، انتشارات طهوری

13- دهباشی، علی، 1370، فردوسی و شاهنامه، چاپ اول، انتشارات مدیر

14- دوستخواه، جلیل، 1380، حماسه ایران (یادمانی از فراسوی هزاره‌ها)، تهران: نشر آگاه

15- رنجبر، احمد، 1363، جاذبه‌های فکری فردوسی، چاپ اول، تهران: انتشارات امیرکبیر

16- راوندی، مرتضی، 1354، تاریخ اجتماعی ایران، چاپ چهارم، تهران: انتشارات امیرکبیر،ج1

17- رضا، فضل الله، 1353، پژوهشی در اندیشه‌های فردوسی، انتشارات علمی و فرهنگی، ج1

18- روح الامینی، محمود، 1357، نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی، چاپ اول، نشر آگاه

19- ریاحی، محمد امین، 1376، فردوسی (زندگی، اندیشه و شعراو)، چاپ دوم، تهران: انتشارات طرح نو

20- ـــــــــــــ ، 1369، بیست و یک گفتار درباره شاهنامه فردوسی، انتشارات نوید شیراز

21- رستگار فسایی، منصور، 1381، فردوسی وهویت شناسی ایران، تهران: انتشارات طرح نو

22- زرین کوب، عبدالحسین، 1375، از گذشته ادبی ایران، چاپ اول، انتشارات بین المللی الهدی

23- سرامی، قدمعلی، 1373، از رنگ گل تا رنج خار، چاپ اول، انتشارات علمی و فرهنگی

24- شوقی، عباس، 1350، فردوسی پاکزاد، مؤسسه مطبوعاتی

25-صفا، ذبیح الله، 1333، حماسه سرایی در ایران، چاپ دوم، تهران: مؤسسه مطبوعاتی امیرکبیر

26-  ــــــــــــــــــــ  ، 1371، تاریخ و ادبیات در ایران، چاپ دوازدهم، تهران: انتشارات فردوس

27-  ـــــــــــــــــــ     ، 1332، تاریخ و ادبیات در ایران، تهران: انتشارات انیرکبیر، ج1

28- عبادیان، محمود، 1369، فردوسی و سنت و نوآوری در حماسه سرایی، انتشارات گهر

29- علوی، هدایت، 1372، زن در ایران باستان، چاپ اول، تهران: انتشارات هیرمند

30- فردوسی، ابولقاسم، 1381، شاهنامه فردوسی، به کوشش سعید حمیدیان، تهران: نشر قطره

31- ــــــــــــــــــــــ ،1380، شاهنامه فردوسی، به کوشش جلال خالقی مطلق، نشر هیرمند

32- قلی، علیرضا، 1370، جامعه شناسی خود کامگی، چاپ اول، تهران: نشرنی

33- کریستن سن، آرتور، 1378، ایران در زمان ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، چاپ اول، تهران: انتشارات صدای معاصر

34- کرازی، میرجلال، 1379، نامه باستان، تهران: انتشارات سمت، ج1

35- ــــــــــــــــــــــــــــ   ، 1384، نامه باستان، تهران: انتشارات سمت،ج7

36- ـــــــــــــــــــــــــــ ، 1379، نامه باستان، تهران: انتشارات سمت، ج6

37- کوسا کوبه، کازوکو، 1382، داستان گنجی و شاهنامه، تهران: نشرنی

38- کورجی کویاجی، جهانگیر، 1371، پژوهشهایی در شاهنامه، ویرایش جلیل دوستخواه، چاپ اول، انتشارات زنده رود

39- کیا، خجسته، 1371،سخنان سزاوار زنان در شاهنامه فردوسی، تهران: نشر فاخته

40-گیرشمن، رومن، 1372، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمه دکتر محمد معین، چاپ دهم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی

41- میرباقری فرد ودیگران، علی اصغر، 1381، تاریخ ادبیات ایران، چاپ اول، تهران: انتشارات سمت، ج1

42- معصومی دهقی، احمدرضا، 1382، زناشویی در شاهنامه، چاپ اول، اصفهان: انتشارات نقش خورشید

43- مصاحب، شمس الملوک، 1348، زن در شاهنامه، مجله‌ی وحید، ج6

44- مهر، دکتر فرهنگ، 1375، دیدی نو از دینی کهن(فلسفه زردشت)، چاپ دوم، تهران: انتشارات‌ جام

 45- مهذب، زهرا، 1374، زنان در شاهنامه، انتشارات قبله

 46- ماسه، هانری، 1350، فردوسی و حماسه ملی، ترجمه مهدی روشن ضمیر، انتشارات کمیته استادان

 47- مسکوب، شاهرخ، 1357، سوگ سیاوش (در مرگ رستاخیز)، چاپ پنجم، انتشارات خوارزمی

48- مختاری، محمد، 1368، حماسه در رمز و راز ملی، چاپ اول، نشر قطره

 49- محمودخان شیرازی، حافظ، 1369، در شناخت فردوسی، ترجمه شاهد چوهدری، چاپ اول، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی(شرکت سهامی)

50-ــــــــــــــــــــــــ ، 1374، در شناخت فردوسی، ترجمه شاهد چوهدری، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی

51- میر انصاری، 1375، مجموعه مقالات فروغی، انتشارات طهوری

52- مداینی، مهدی، 2527، شاهنامه فردوسی و شکوه پهلوانی، تهران: انتشارات سروش

53- محجوب، محمدجعفر، 1371، آفرین فردوسی،چاپ اول، انتشارات مروارید

54- محبتی، مهدی، 1381، پهلوانان در بن بست، چاپ اول، انتشارات سخن

55- نولوکه، تئودور، 1372، حماسه ملی ایران، ترجمه بزرگ علوی، چاپ دوم، تهران: نشر سپهر

56- وزیری، عبدالله، 1370، زال زر، چاپ اول، انتشارات وزیری

57- وزیری، سعید، 1387، فردوسی و شاهنامه از نکاه دیگر، چاپ اول، تهران: نشر دیگر

58- همایونفرخ، رکن الدین، 1377، شاهنامه و فردوسی، انتشارات اساملیر، ج1 ــــــــــــــــــــــــــــــــــ ، 1377، شاهنامه فردوسی، انتشارات اساملیر، ج2

59- یوگنی، ادواردویج برتلس، 1374، تاریخ ادبیات فارسی (از دوران فردوسی تا پایان عهد  سلجوقی)، ترجمه سیروس ایزدی، تهران: انتشارات هیرمند

60-یغمایی، حبیب، 1351، مقالات فردوسی درباره‌ی شاهنامه فردوسی، انتشارات انجمن آثار ملی

 مقاله‌ها و مجله‌ها

61- آقا حسینی، حسین، بررسی اندیشه‌های اجتماعی در شعر فارسی در قرنهای چهارم و پنجم هجری، حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه اصفهان، 1383، طرح شماره

62- بیگدلی، احمد، زن در آیینه حکمت شاهنامه، نشریه چشم انداز ایران، سال اول، آذر و دی ماه 1378، شماره

63- پیامنی، بهناز، فراز و فرود شخصیت زن در شاهنامه، کیهان فرهنگی، تیرماه 1379، شماره

64- محمدی، احمد، سیمای زن در ادب حماسی و اساطیری، فرهنگ و زندگی، 1354، شماره 19 و20

65- مجموعه مقالات سخنرانی‌های نخستین دوره جلسات، 1350

66- واردی، زرّین، بررسی ساختار اسطوره‌ای در داستان سام نامه، نشریه‌های علمی- پژوهشی، پژوهشنامه زبان و ادب فارسی (گوهر گویا)، سال چهارم، تابستان 1389، شماره دوم، پیاپی 14

پایان نامه‌ها

67- حاتمی، سعید، 1384، سیمای جامعه در شعر سنایی، پایان نامه دکتری دانشگاه اصفهان

68- کرمی، آزاده، 1387، تحلیل و بررسی آئین کشورداری در شاهنامه، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه اصفهان

مقدمه

ادبیات آیینه اجتماع است. این سخن به این معنی است که واقعیات و تحولات فرهنگی و اجتماعی به صورت نماها و بازتابها می‌تواند سیمای دقیق و جامعی از تحولات اجتماعی هر دوره از تاریخ را نشان دهد. (حاتمی، 1384،ص 1). جامعه شناسان تعاریف مختلفی از جامعه ارائه نموده‌اند یکی از تعاریف که ساده به نظر می‌رسد چنین است :جمعی سازمان یافته متشکل از افرادی که در سرزمینی مشترک زندگی می‌کنند، به صورت گروهی با یکدیگر در جهت ارضاء نیازهای اجتماعی همکاری دارند، فرهنگی مشترک دارند و هر گروه به صورت واحد اجتماعی متمایزی به کار می‌پردازند.(آقاحسینی،1383 .1) . ادبیات با جامعه و به طور کلی اجتماع رابطه‌ی تنگاتنگی دارد و هر شاعر و نویسنده‌ای تحت تأثیر جامعه و محیط زمان خود دست به آثاری می‌زند که تمام اوضاع سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن دوره را بازگو می‌کند به همین دلیل ادبیات هر دوره به آیینه‌ای تبدیل می‌شود که اوضاع و احوال جامعه و ابعاد مختلف فرهنگ آن را نشان می‌دهد. بیشتر محققان و مورخان جهان در این جهت اتفاق نظر دارند که بخشی از پیشرفتهای فرهنگ و تمدن بشری مدیون فرهنگ و تمدن ایران بوده است و در حقیقت شاعران ایران زمین سهم قابل توجهی در پیشرفت بشریت داشته‌اند. هر اندیشه در قالب و چارچوب و شرایط زمانی و مکانی خاصی تولید می‌شود. اندیشه و افکار متفکران، ریشه در آراء و اندیشه‌های پیش از آنان دارد اینکه هر شاعری در ظرف زمانی و مکانی خاصی زندگی کرده و از شرایط اجتماعی و سیاسی زمان خود تأثیر پذیرفته است. درک زمینه و زیربنای اندیشگی شاهنامه، که عامل وحدت بخشنده به داستانهای گوناگون آن است بدون شناخت سهم و تأثیر اندیشه اجتماعی در پرداخت این اثر عظیم ممکن نیست. ابوالقاسم فردوسی از ستارگان آسمان ادب ایران است که از گذشته‌های دور با کتاب گرانقدر خود «شاهنامه» در میان مردم شهرت و محبوبیت یافته است، سرگذشت وی با تمام اهمیتی که در ادب و فرهنگ ایران دارد چندان روشن نیست، درباره‌ی سال تولد و وفات  فردوسی اطلاعات دقیق و موثقی در دست نیست آنچه درباره‌ی او می‌دانیم این است که در یکی از سالهای 329 یا 330 هـ.ق. در روستای باژ «پاز کنونی» واقع در منطقه‌ی توس به دنیا آمد، او از خاندان دهقانان و از ایرانیان اصیل عصر خویش بوده، دهقانان طبقه‌ای صاحب مقام و دارای املاک و اموال بودند و می‌توانستند از راه درآمد ملک خود زندگی نسبتاً راحتی داشته باشند. خاندانهای دهقانان کوشش بسیاری داشته‌اند تا نسلها و مآثر نژادی خود را در برابر ارزشهای جدیدی که اسلام به محیط زندگی ایشان آورده بود حفظ کنند. فردوسی چهل سال بیشتر نداشت که دقیقی شاعر حماسه پرداز و هم ولایتی او که نظم روایات ملی ایران را از چند سال پیش آغاز کرده بود در سن جوانی به دست غلامش کشته شد و بعد از آن بود که حکیم توانا فردوسی بر آن شد تا کار ناتمام او را دنبال کند. فردوسی کار به نظم کشیدن شاهنامه را در حدود سال 370 هـ.ق. آغاز کرد و حدود سی سال در این راه رنج کشید. او در پایان کار (در حالی که آخر عمر احساس نیازمندی مالی داشته، و نیز به سبب آوازه‌ی تبلیغات محمود که به توس رسیده است، و فردوسی آواز این دهل را از دور شنیده) به این فکر افتاده است که اثر خود را به نام محمود کند، تا هم از این راه آسایشی در زندگی آخر عمر بیابد و هم نشر کتابش با توفیق بیشتر همراه باشد و از گزند حوادث در امان بماند. وقتی که فردوسی شاهنامه را نزد محمود فرستاد یا به احتمالی خود به غزنین برد، محمود رفتاری که شایسته‌ی رنج عظیم فردوسی باشد با او نکرد بلکه با سردی و بی‌اعتنایی خویش خاطر او را آزرد. فردوسی خود از حاسدانی که در نزد شاه او را تباه کردند به صراحت سخن گفته است. بی‌گمان شیعی بودن فردوسی و گرایش او به اعتزال نیز از عوامل این محرومیت بوده است. فردوسی پس از این حرمان، عمر درازی نیافته و زندگی را بدرود گفته است. او مردی شیعه مذهب بود و دلبستگی‌اش به میراث قومی و فرهنگی ایران کهن از ارادات خالصانه‌ی او به خاندان پیامبر(ص) و تعظیم تشیع نشد. از نظر موضع اجتماعی فردوسی تنها فرد سیاسی- ادبی تاریخ فرهنگ ایران است که از طبقه دهقانان و اعیان ایران برخاسته و همه ثروت خود را در راه این مبارزه صرف کرده است. هم سرمایه مالی و هم سرمایه علمی و هم عمر خود را در این راه نهاد و تا آخرین لحظات زندگی مبارزه خویش را ادامه داده شاید از این جهت نیز فردوسی در میان اهل قلم ایران نمونه باشد. (قلی،1370 .33). شاهنامه آیینه تمام نمای افکار و اندیشه‌ها و اعتقادات و روحیات و عواطف و احساسات فردوسی است، به عبارت دیگر فردوسی نبوغ نژادی خویش را در این اثر نفیس در نهایت دقت و صحت منعکس ساخته است و همینطور از صاف‌ترین و پاک‌ترین سرچشمه‌های احساسات ملّی و میهنی به حساب می‌آید و در عین حال خواننده را به آداب و رسوم و مواعظ و حکم و معتقدات دینی و داستانهای اجتماعی ایرانیان باستان آشنا می‌کند. (میرانصاری، 1375 . 27) یکی از علل توفیق شاهنامه را علاوه بر محتویات آن که همه عبرت و حکمت و آزادگی و آزاداندیشی است، باید ایمان پاک و اخلاقی و صمیمیت و علاقه‌ی سراینده‌ی آن دانست که با اعتقاد و از روی صفای باطن در راه نظام شاهنامه قدم گذاشت و زندگی و ثروت موروثی خود را صرف این کار کرده است. محتویات شاهنامه عمدتاً وقایع و رویدادهایی است که اندیشه و معانی اجتماعی و اخلاقی را ترویج می‌کند. آنچه که در اینجا دارای اهمیت است درستی یا نادرستی و ارزش تاریخی مطالب نیست بلکه پدید آمدن اثری است با آب و رنگ تاریخی که یادآورد گذشته ملتی ریشه‌دار ودیرپایی است که همچون رشته‌ای است استوار که حال و آینده‌ی این ملت را با گذشته او پیوند می‌دهد. آنچه بیشتر از هر چیز دیگر فردوسی را علاقه‌مند به نوشتن شاهنامه می‌کند مظلومیت انسانهایی است که مورد ظلم قرار گرفته‌اند و این گروه از طبقه‌ی دهقانان و کارگران و کاسبان جامعه هستندبنابراین فردوسی عدالت جامعه را می‌خواهد. تحقق عدالت اجتماعی به صورت نسبی به هوش، خلاقیت، خستگی ناپذیری، حس مسئولیت، اشتراک مساعی، ادبیات سیاسی گسترده و سطح بالای معلومات ملی و ساختار اقتصادی پیشرفته و متنوع نیاز دارد و امکان تحمیل آن به یک فرهنگ سراسر جهل و خصومت و خشونت وجود ندارد، نکته‌ی دیگر اینکه امر تأمین حقوق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چیزی نیست که از بالا تضمین و قابل گسترش باشد کسانی که بالا هستند یعنی حاکمان، کسانی هستند که دیروز پایین بوده‌اند و الگوی فکری و رفتاری خود را از پایین یعنی پیکره‌ی اجتماع گرفته‌اند. تضمین اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی عدالت اجتماعی در پیکره‌ی جامعه به نسبت از تضمین‌های کافی به نظر می‌رسد.(قلی 1370 183). فردوسی به خوبی دریافته بود که سرنوشت ملتها و بقا و فنای آنها در میدانهای جنگ تعیین نمی‌شود بلکه زوال هر ملت به ترک آداب و سنن آیین شعائر ملی بسته است از آن رو قد مردانگی برافراشت و آن آیین را زنده و جاوید نگاه داشت

بیان مسأله

برای دریافت پروژه اینجا کلیک کنید

About admin

Check Also

مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word

 مقاله طراحی و اجرای مصاحبه و مشاهده و پرسشنامه در روش تحقیق در word دارای …